سيد جلال الدين آشتيانى
931
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حافظ جمال الدين مزى در تهذيب الكمال ابن سعد را جزء ثقات شمرده و گفته است : « قال أحمد بن عبدون العجلى : كان ابن سعد يروى عن ابيه ( سعد وقاص ، خذ لهما اللّه ) احاديث و روى الناس عنه و هو الذى قتل الحسين و هو تابعى ثقة » . قتل امام حسين و اسير نمودن اهل بيت رسول اللّه در نظر اين شخص از امور عادى و مباح است . اين اشخاص قرنها مروج و حافظ مسلك تسنن بودهاند و از بيت المال مسلمين ارتزاق مىنمودند . از براى نگهدارى حكومت بنى اميه و بنى عباس بجعل احاديث و ارتكاب اينگونه از اقوال پرداختهاند ، و قائل به صحت خلافت مرتكبان شرب خمر و عاملان زنا و لواط گرديدهاند . حتى غزالى « 1 » معلم اخلاق از براى تصحيح اعمال جباران و خونخواران و از كثرت تعصب ، از يزيد بن معاويه به « الشاب التائب » تعبير كرده است . خرابى اسلام و بدبختى مسلمين ناشى از پيدايش اين قبيل از علما و دانشمندان و فقها و محدثان و علماى اخلاق است . اگر حسين بن على ، آن قيام تاريخى را نكرده بود اسمى هم از اسلام باقى نمىماند . اگر مردم در مقابل هر بيدادگر و صاحب قدرت ساكت باشند ، كوچكترين تحولى در عالم اتفاق نمىافتد ، و اصولا تاريخ متوقف مىشود . تا اين عالم باقى است ، ظالم حاكم خواهد بود . و مظلوم و ظالم محكوم . از حضرت رسول روايت شده است كه در قيامت ، ظالم و مظلوم را خداوند عقاب مىكند : ظالم را بواسطهء تعدى و ظلم ، و مظلوم را جهت تحمل ظلم . اين همه نهضتهائى كه عليه بيدادگران ، تحقق يافته است و دستگاههاى ظالمانه را منهدم ساخته است ، بنيان اين نهضت را اشخاص معدودى گذاشتهاند و از جان خود گذشته و طالب فتح و ظفر بعد از مرگ بودهاند .
--> ( 1 ) . ممكن است بعضى بما راجع به غزالى حمله كنند ، و گوشهگيرى و انزوا و بىطرفى او را برخ ما بكشند . بايد همه بدانيم بر طبق تعاليم عاليهء اسلام ، اصولا سكوت در مقابل آنهمه تعديات و ظلم و جور خلفاى بنى عباس كه بايد دورهء آنها را دوره شكست تعاليم واقعى اسلام دانست ؛ بزرگترين گناه بشمار مىرود . پند و اندرز دادن به حكام خونخوار و مستبد در مقابل آن ملكات سركش ، كوچكترين اثرى ندارد . اسلام ما را به قيام عليه غاصبان حقوق مردم ، و مفسدان في الارض امر نموده است ، نه مماشات .